عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

176

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

مىگردند و در تفسير آمده است كه « صور » شاخى است كه اسرافيل در آن مىدمد - و اللّه اعلم - و بنابراين تأويل ، با آن دميدن كوهها از جاى خود كنده مىشود ، تا آنجا كه همانند ابرها حركت مىكند ، و به سبب اين حالت ، در سبكى همانند پشم رنگ شده مىگردد ؛ خداى - تعالى - گفته است : وَ تَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ « 19 » و معناى گفتار خداى - جلّ اسمه - : تَحْسَبُها جامِدَةً اين است كه آن كوهها به سبب موزونى حركت ، و هموارى سيرشان ، گويى از جاى خود بركنده نشده است . اعشى در حالى كه زنى را به متانت در حركت ، و راه رفتن وصف مىكند گفته است : [ از بحر بسيط ] 449 كانّ مشيتها من بيت جارتها * مرّ السّحابة لا ريث و لا عجل « 20 » و شاعر ديگرى وصف چنين حالتى را در نظر گرفته ، و تشبيه را تغيير داده و گفته است : [ از بحر رجز ] 450 مالك لا تذكر او تزور * حوراء بين حاجبيها نور تمشى كما يطّرد الغدير و آن معنى از گفتار امرؤ القيس است : [ از بحر طويل ] 451 سموّ حباب الماء حالا على حال « 21 » و از شعر برخى شاعران محدث ، در وصف پاىكوبنده‌اى برايم خوانده شد : [ از بحر وافر ] 452 إذا اختلس الخطّى و اهتزّ لينا * رأيت لرقصه سحرا مبينا 453 ترى الحركات منه بلا سكون * فتحسبها لخفّتها سكونا و ابن مقبل گفته است : [ از بحر بسيط ]

--> ( 19 ) - سورة المعارج ( 70 ) آيهء 9 ، و سورة القارعة ( 101 ) آيهء 5 [ كلمه المنفوش در سوره معارج وجود ندارد . - م . ] ( 20 ) - ديوان الاعشى ، ص 55 ، و التشبيهات ، ص 100 ملاحظه شود . ( 21 ) - ديوان امرؤ القيس ، ص 31 ملاحظه شود .